شرح مراتب طهارت
«بسم الله الرّحمن الرّحيم»
قسمتهايي از شرح مراتب طهارت از استاد حسن زاده آملي شارح استاد صمدي آملي (مجلس اول)
تاريکي، حق ملاقات با روشنايي را ندارد:
جناب رسول _ صلي الله عليه و آله و سله_ فرمودند: خداوند وقتي نماز را واجب کرد، ديد که بندگانش آلودهاند لذا دستور داد که بندگان قبل از ورود به نماز، اوّل روشن گردند و سپس وارد منطقه روشنايي «صلوة» شوند. زيرا بندة آلوده حقِ مشرف شدن به زيارت نماز را ندارد. چون نماز پاک است و حقيقت آن تماماً طهارت است کسي که وضو ندارد وجودش تاريک است و کسي که تاريک باشد حق ملاقات با نماز را که نور است نخواهد داشت. پيامبر فرمود: خداوند وضو را واجب نمود زيرا که نخواست بندگانش با دنيايي که بدان آلوده اند وارد در نماز شوند زيرا بنده به دنيا آلوده است و شبانه روز در اين آلودگي به سر ميبرد. نتيجه اينکه انسان با وضو گرفتن خود را آماده ميسازد براي ورود در منطقه نوراني ديگري به نام نماز.
نکته اي در فهم قصص قرآني:
هر چه را در قرآن ميخوانيد از قصه حضرت آدم «عَلَيهِ السَلام» که اولين قصه سوره بقره است، گرفته تا قصه هاي حضرت موسي «عَلَيهِ السَلام»، حضرت ابراهيم «عَلَيهِ السَلام»، حضرت عيسي «عَلَيهِ السَلام»، حضرت نوح «عَلَيهِ السَلام» و ديگر انبياء عظام، بدانيد که اينها فقط صرف پرداختن به يک داستان نيست بلکه رمز اين قصه ها در قرآن آن است که هر کسي بخواهد از حيوان بودن به در آيد و به مقام انسانيّت برسد بايد مسيري را طي کند که در اين مسير همانند پيغمبران دچار حوادث و موانع شود و با مشکلاتي برخورد کند. مثلاً اگر کسي از امشب بگويد: خدايا ميخواهم بيايم تا تمام آنچه را که فرمودي، عمل کنم از فردايش خواهد ديد که مشکلي برايش پيش آمده است همانند مشکل حضرت آدم«عَلَيهِ السَلام»، يک حادثه اي براي او اتفاق افتاده است و همانند حادثه حضرت موسي «عَلَيهِ السَلام»، يک واقعه اي براي او رخ داده است همانند واقعه حضرت عيسي «عَلَيهِ السَلام» و ... خداوند نيز در قرآنش ميفرمايد اگر در مسير انسانيت مشکلي شبيه مشکل حضرت آدم «عَلَيهِ السَلام»، پيدا کردي اينگونه حلّش کن و يا اگر شبيه حضرت موسي دچار مشکل شده اي راه حل آن اينگونه است. به تعبير ديگر وقايع قرآن مربوط به مورد خاص نيست که تا قرآن همانند کتاب قصّه و داستاني تلقّي گردد، بلکه قصص قرآني و نقل وقايع و حوادث مهم در امور مختلف براي شرح و بيان اطور وجودي انسان و شئون مختلف اوست. يعني قرآن از بدو تا ختم تفسير انفسي انسان است.
نتيجه کلام اينکه ما نپنداريم قرآن يک داستاني گفته که حضرت آدمي بود، اين حضرت آدم در يک بهشتي زندگي ميکرد، به او گفته بودند به گندم نزديک نشو و او هم نزديک شد و از آن خورد و از بهشت بيرونش کردند، تا از آن به بعد سوالهاي فراواني پديد آيد که مثلاً: آدم ابتدا در کجا بود؟ چگونه او را ساختند؟ آن بهشت در کجا بود؟ چگونه به گندم نزديک شد؟ مگر در بهشت گندم و جو هم وجود دارد؟ و مگر آنجا ممنوعيتي هم هست؟ چرا از آنجا بيرونش کردند؟ و دهها سؤال ديگر... سرّ تمام اين سؤالاتي که براي افراد پيش ميآيد اين است که خيال کرده اند قضية حضرت آدم و مانند آن صرفاً به عنوان پرداختن به يک قصه در قرآن است و حال اينکه عرض کرديم اينگونه نيست بلکه همه قصص قرآني بيان اطوار وجودي انسان در سير تکاملي او است که سفرنامه هاي انبياء در مقام شهود حالات ما است وگرنه انسانهاي کامل همانند سفراي الهي منزه از خطا و اشتباهند و اين لطيفه را روح ديگري است که براي اهل آن با تدبّر تام معلوم است که انسان کامل را روي به جانب حق است که مظهر اسماءالله است و چهرهاي به جانب خلق است که اطوار وجودي آنها را به آنها نشان ميدهد تا در مسير تکامل، شوق به کمال يابند فافهم.
........
از جلسه دوم
عزيزان! کار شما نيز عبادت است. لذا صبح که به سوي مزرعه و محل کارتان ميرويد قبل از آن وضوئي بگيريد و رو به قبله «يا الله» بگوئيد و سپس به راه بيفتيد. چرا که بيوضو نميتوان عبادت کرد، همچنان که بي وضو نميتوان به نماز روي آورد و يا بي احرام رو سوي خانه کعبه کرد و حج بجاي آورد. زيرا مزرعه ومحل کارتان کعبه و قطرات عرقي که در آنجا از جبين و بدنتان سرازير ميشود کفاره گناهان شما است. هر مقدار که در حين کار عرق ميريزيد، خودتان را صاف ميکنيد پس هر صبح که براي کار بر ميخيزيد وضويي بگيريد و بعد از آن نوزده بار «بسم الله الرّحمن الرّحيم» به عدد حروف اين آية مبارکه تلاوت کنيد تا آن «وضو» تطهيرتان کند و آن «بسم الله» آفات و بليّات و شعله هاي اشتغالات جهنّمي دنيا را از شما دور نمايد. اين قدر به زورِ بازويتان متکي نباشيد، رزق را بايد از جاي ديگر بدهند همچنانکه جناب رسول الله _ صلي الله عليه و آله و سله_ ميفرمايند: «دم علي الطهاره يوسع رزقک» (۱) شما دائماً اهل طهارت و پاکي باشيد، رزقتان وسيع خواهد شد. ان شاء الله عرض خواهيم کرد که اصلاً يکي از راههاي به دست آوردن روزي، وضو است.
.....
از جلسه سوم
.....
تفاوت بين مال و روزي:
رزق و روزي غير از مال مادي است. در روايات فرموده اند: «روزي و رزق، مقسوم است» يعني روزي هر کسي تقسيم شده است. در باطن عالم روزي را براي افراد به مقدار وسعت وجودي هر شخصي- چه در امور مادي و چه در امور معنوي- تقسيم کرده اند، که اگر شخصي بيش از آن اندازة معين پرسه بزند و مانند مورچه مال به دست بياورد، آن مقدار ديگر روزي اش نيست بلکه فقط مالي است که به دست آورده است، زيرا مال به دست آوردن غير از روزي به دست آوردن است. «روزي» آن مقداري را ميگويند که شخص براي زنده ماندن به آن محتاج است. (همانند تنفس که بدن فقط آن مقدار لازم را جذب ميکند نه بيشتر و نه کمتر از آن را) همانند اينکه فردي خانه اي به طول هزار متر مربع براي خود بسازد در حالي که فقط به قسمتي از آن براي زندگي کردن نيازمند باشد. در اين صورت باطن عالم اين خانة هزار متري را منزل آن فرد نميداند، بلکه فقط آن مقداري که شخص براي زندگي و به آن نياز دارد را منزل او ميداند و مابقي را اضافه به حساب ميآورد. همان طور که در باطن نظام عالم، ميزان عمر هر شخصي معين شده است به همان مقدار هم رزق و روزي او تنظيم شده است. وقتي کودکي به دنيا ميآيد و پستان مادر به دهانش گذاشته ميشود آن مقداري که از شير ميمکد رزقش است و مابقي که از دهانش ميريزد رزق کودک نيست. بنابراين رزق و روزي هر گز کم نميآيد. امکان ندارد کسي صدسال زنده باشد اما خداوند روزي هشتاد سال او را تأمين کند وبيست سال ديگر را بدون روزي باشد.
آيا از روزي سؤال ميکنند؟!
حضرت آقا در عبارت فرمودند: «طهارت ارواح و قلوب، موجب مزيد رزق معنوي و قبول عطاياي الهيه علي ما ينبغي است» در لفظ «علي ما ينبغي» سرّ فراواني وجود دارد. يعني آن مقداري که سزاوار يک شخص است به او ميدهند و آن مقدار نيز «من حيث لا يحتسب» است و هرگز به حسابش نميآورند. در سورة تکاثر آمده است: «ثم لتسئلنّ يومئذ عن النعيم»[۲]- در آنجا از نعمتهايي که به شما داده ايم، سؤال ميکنيم- امام صادق «عَلَيهِ السَلام» در ذيل اين آيه فرمودند: منظور از اين آيه اين نيست که در روز قيامت از غذاهايي که به ما دادهاند سؤال ميکنند که چرا اين غذاها را خورده ايد؟ زيرا دور از شأن خدا است که انسان را محتاج به غذا بيافريند، سپس در انتها او را به خاطر نعمتي که مصرف کرده، بازخواست کند. در ادامه امام صادق«عَلَيهِ السَلام» ميفرمايند: آن نعمتي که در روز قيامت از شما سؤال ميکنند، ما اهل بيت هستيم. در آنجا به شما ميگويند: ما اهل بيت را براي شما فرستاديم، و سپس ميپرسند: شما با آنها چه کرديد؟
رزق اگر به مقدار ظرفيت جسماني شخص باشد «من حيث لا يحتسب» است و هرگز آن را مورد حسابرسي قرار نميدهند. بنابراين يکي از لطايف معناي «من حيث لا يحتسب» اين است که: خداوندي که موجودي را ميآفريند و آن را محتاج به غذا خوردن قرار ميدهد، بايد به مقدار احتياجش به او رزق و روزي برساند و الّا سزاوار نيست خدايي که علت موجودات است موجودي را بيافريند و به مقدار احتياجش به او غذا نرساند و او را از نرساندن روزي بميراند. مگر در جايي که مدت عمر شخصي پايان پذيرد و خداوند او را به واسطه نرساندن روزي بميراند که آن بحث ديگر است.
طهارت، روزي ظاهري انسان را نيز تنظيم ميکند. اگر کسي پاک باشد خداوند متعال کاري ميکند که او به مقدار روزي ظاهري خود و زن و فرزندانش کار انجام دهد و مرزوق گردد و هرگز خود را در برابر ديگران به واسطه طلب روزي کوچک نکند، که اين همان روزي «من حيث لا يحتسب» است و هرگز خداوند آن را به حساب انسان نمينويسد. ولي اگر کمتر از آن کار کند و جسمش را در گرسنگي اندازد معلوم است که تنبل است و او را مورد محاسبه قرار ميدهند که چرا کم کردي؟! ما که به تو قوت و جواني داديم، چرا به دنبال کار نرفتي تا جسمت را اداره کني؟! و اگر بيش از آن مقدار معين نيز وقت خودش را براي روزي ظاهري صرف کند باز از او ميپرسند که چرا وقت را تلف کردي؟! زيرا ما تو را فقط براي اين نيافريديم که شبانه روز پرسه بزني و براي جسمت غذا تهيه کني؟! براي اينکه تو روحي داشتي و روح تو هم غذا ميخواست و غذاي روح با غذاي جسم فرق ميکند.
...................
۲-سورة تکاثر آيه ۹
دوستانی که علاقه مندند کل جلسه اول در ادامه مطلب درچ شده که بحث موقعيت و جايگاه وضو را تشریح کرده است
ضمنا توجه دوستان علاقه مند به موضوع پست قبلی در خصوص تمدن در امریکا را به خواندن مطلبی دربارهی آمریکای باستان بیشتر بدانیم نوشته محمد امین خوانساری که امروز پیدا کردم دعوت می کنم
ادامه مطلب