تبليغاتX
مهردل

مهردل

بعد از انتخابات بعضی نظراتم تغییر کرده است و امروز معتقدم غیر از حکومت معصومین هیچ حکومتی مقدس نیست

در محضر آیت الله بهجت

بسم الله الرحمن الرحیم

 از کتاب در محضر آيت الله العظمى بهجت:

امام كشى و انتظار فطر واضحى ! 

در روايت آمده است كه وقتى سيدالشهدا - عليه السلام - را شهيد نمودند، خداوند متعالى به ملكى دستور داد كه ندا در دهد:
اءيتها الاءمة الظالمة القاتلة عترة نبيها، لا وفقكم الله تعالى لفطر و لا اءصحى*  
اى امت ستمكارى كه نواده ى پيامبرتان را كشتيد، هرگز خداوند متعال شما را به عيد فطر و قربان موفق نگرداند!
گويا اين دعا مصداق داشته باشد، لذا اگر چه در رؤ يت هلال ماه مبارك رمضان راه احتياط براى شيعه وجود دارد كه تا ثابت نشده روزه مى گيرند، ولى با احتياط، فطر واضحى درست نمى شود . در واقع اين روايت مى خواهد بگويد كه امام - عليه السلام - را نخواستيد، فطر و اضحى را مى خواهيد چه كار؟!ناقه اى * براى شما فرستاديم ، خودتان نخواستيد و پى كرديد!

* من لا يحضر الفقيه ، ج 2، ص 89؛ بحارالانوار، ج 45، ص 218؛ علل الشرائع ، ج 2، ص389

* اشاره به جریان ناقه ی حضرت صالح علیه السلام  

لزوم استفاده از ودايع و ذخاير باقى مانده از ائمه - عليهم السلام  

اين همه ودايع ، كتب ، مخازن علم ، روايات ، و ادعيه در اختيار ما گذاشته اند
به گونه اى كه اگر كسى بخواهد امامى را حاضر بيابد، و يا صدايش را از نوار گوش دهد، و يا در خدمتشان باشد تا مطالب آن ها را استماع كند - نه اين كه خود در محضر آن ها صحبت كند! بهتر از اين ها پيدا نمى كند . همه چيز در دسترس ما است ، ولى حالمان مانند حال كسانى است كه هيچ ندارند، نه به قرآن قايلند، نه به عترت و نه روايات آن ها را قبول دارند!اگر ائمه ى اطهار - عليهم السلام - حاضر بودند باز بايد به همين رواياتشان عمل كنيم .
لابد عذرمان اين است كه در صورت حضور آن ها هم مجبور نبوديم از آن ها پيروى كنيم و به حرف هايشان گوش كنيم ،چنان چه در طول تاريخ امتحان داده ايم كه در زمان حضورشان قدردان آن ها نبوده ايم !

قرآن و عترت  

در امتحان نشان داديم كه قدردان جواهر نيستيم ، عامه در شانه خالى كردن از عترت ، و خاصه از قرآن ، و در واقع هر دو طايفه از تمسك به هر دو كه ماءمور به آن بوديم ، كوتاهى كرديم

آيا مى شود امام زمان - عجل الله تعالى فرجه الشريف - چهار صد ميليون  ياورداشته باشد و ...

قرآن چه موجودى است كه در مراتب مختلفه ى نزول ، حكايت از شنيدنى ها و ديدنى ها مى كند؛ عديل قرآن (عترت ) هم حكايت از نعمت هاى عالم مى كند؛ ولى ما از غمخوار، هادى ، حامى و ناصرهاى خود قدردانى و شكرگذارى نمى كنيم و واسطه ى خير را پى مى كنيم ؛ كه :
(فعقروها)*
پس ناقه را پى كردند.
و ائمه - عليهم السلام - را كه ولى نعمت هاى ما و مجارى فيض هستند نمى توانيم مشاهده كنيم . امام زمان - عجل الله تعالى فرجه الشريف - هم اگر بيايد با او همان معامله را مى كنيم كه با آباى طاهرينش كرديم . آيا مى شود امام زمان - عجل الله تعالى فرجه الشريف - چهارصد ميليون ياور داشته باشد و ظهور نكند؟!
*سوره ى هود، آيه 68؛ سوره ى شعراء، آيه ى 157؛ سوره ى شمس ، آيه ى 14.

نقل شده از کتاب : در محضر آيت الله العظمى بهجت

نام نويسنده : محمد حسين رخشاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 6:45  توسط ستاریان  | 

پیام امید

    بسم الله الرحمن الرحیم

گویند در شهری مردم را ندا دادند : که ای مردم ! هر که دردی دارد و غصه ای ـ آورده در میدان شهر بریزد . همه آوردند و ریختند . سپس گفتند به درد و محنت دیگران بنگرید و هر کدام خواستید برگیرید. همه سراسیمه دویدند و درد خود گزیدند و گفتند: رنج و درد دیگران  چه بزرگ است و مهیب !

پیک امید

آید وصال و هجر غم انگیز بگذرد

ساقی بیار باده که این نیز بگذرد

ای دل به سرد مهری دوران صبور باش

کز پی رسد بهار چو پاییز بگذرد

دلها به سینه گم شود از دستبرد عشق

هر جا بدان جمال دل آویز بگذرد

بیند چو ابر گریه کنان در رهم و لیک

از من چو برق خنده زنان تیز بگذرد

شب چون ز کوی او گذرم با نثار اشک

گویی زباغ ابر گوهر ریز بگذرد

سوی من آرد ای گل نو رسته بوی تو

هر گه صبا به گلبن نو خیز بگذرد

داغم ـ زبخت غیر ولی جای رشک نیست

کز ما گذشت یار و از او نیز بگذرد

رهی معیری 1312

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 8:8  توسط ستاریان  | 

کارخانه ساخت گنبد و بارگاه

بسم الله الرحمن الرحیم

به شهرهای شمالی کشورمان اگر رفته باشید چیزی که نظرتان را جلب می کند زیادی گنبد و بارگاه امامزاده هاست . درست است که مازندران در ایران جزء اولین خطه هایی است که نوادگان امامان به آنجا راه یافتند و مردم شیعه شدند و علاقه ی زیادی به اهل بیت دارند اما ساخت گنبد و بارگاه های فراوان برای این امامزاده ها نفعش چیست من نمی دانم . هر چند معماری اسلامی از موضوعات مورد علاقه من است

توی جاده ی خاوران نزدیکی های گرمسار  یک جاده ی خاکی هست به طول بیست کیلومتر که انتهای آن که کاملا بیابانی است امام زاده ای هست به نام امام زاده خوشنام که در محاذی خود درخت چناری به گمانم هفتصد یا هشتصد ساله  دارد که چهار نفره نتوانستیم با دستهای باز درخت را بغل کنیم خود امام زاده با بنای خشت و گلی سادگی قدیمش را حفظ کرده بود و متاسفانه دوربینی همراهم نبود تا عکس بگیرم اما صفای آن امام زاده رادر هیچ امام زاده ای حس نکردم عکسهای اول و دوم مربوط به کارخانه ی ساخت گنبد و بارگاه در جاده ی ساری است عکسهای سوم و چهارم و پنجم مربوط به  بقعه ی متبرکه ی امام زاده محمد از نوادگان امام صادق (ع) است

در اینترنت هر چه گشتم عکسی از امام زاده خوشنام و شجره نامه اش چیزی پیدا نکردم این دفعه باید با دوربین بروم و دست پر برگردم!

هم چنین بخوانید در باره ی بقعه ی امام زاده محمد(ع) که چه کارکردهایی می تواند داشته باشد!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 3:56  توسط ستاریان  | 

شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ «1»  وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ «2»  لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ «3»  تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ «4»  سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ «5»  

نقل شده از سایت قرآن به آدرس http://www.al-shia.com/html/far/1quran/t-q.php

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

ما این قرآن را در شب قدر نازل کردیم * وچه تو رابه عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد * شب قدر از هزار ماه بهتر و بالاتر است * در این شب فرشتگان و روح (یعنی حبرئیل) به اذن خدا(بر مقام ولایت نبی و امام عصر علیه السلام) از هر فرمان و دستور الهی نازل می شوند ( وسرنوشت و مقدرات خلق را نازل می گردانند) * این شب ( رحمت و) سلامت و تهنیت است تا صبحگاه *

می خواستم راجع به شب قدر و اهمیت آن بنویسم دیدم هیچ متنی گویاتر از سوره ی قدر نیست پس خود کلام خداوند که نشان دهنده ی عظمت این شب است را بی کم و کاست در معرض عقول دوستان قرار دادم.

فقط توجه به این مهم ضروری است که شب قدر در هر سال ثابت نیست و شاید اینکه گفته می شود مشهور است: نوزدهم - بیست و یکم و بیست و سوم  به جهت پرسشی است که در سالهای متفاوت مسلمین پرسیده اند و جواب شنیده اند پس اختلاف در تعیین شب قدر به همین دلیل است که عرض شد به همین جهت اکنون که به امامان دسترسی نداریم تا از ایشان دقیق بپرسیم باید همه ی شبها را مواظبت کنیم تا با توکل به خدا از نعمات و برکات این شب بی نصیب نمانیم

والسلام

.....................

پانوشت: علائم و منزلت ليلة القدر

تفسير سوره قدر

این هم نظری در مورد شب قدر: كشف جديد شيخ سعودي:شب قدر، سه‌شنبه شب دهه آخر ماه رمضان!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 0:39  توسط ستاریان  | 

فقه چیست ؟ فقیه کیست ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا دین مفهومی زاییده ی تفکر بشری است ؟ کار دین چیست ؟ تفقه در دین و سپس اجتهاد به معنای مصطلح آن چیست ؟ آیا هر برداشتی از دین به معنای اجتهاد در دین و تفقه در دین است؟ موضوعات سیاسی تا کجا دینی است و از کجا به دین ارتباطی ندارد؟

اینکه خداوند می فرماید "لیظهره علی الدین کله "ظهور همه ی دین کی انجام خواهد شد ؟کراهت مشرکین برای چیست ؟ اینکه می فرماید" مالک یوم الدین " روز دین چه روزی است ؟مُلک چیست؟ ملِک کیست؟ آیا چون همه ی مُلک از آن خداست پس تنها ملِک خداوند است ؟می دانیم که نیست چون در قران می بینیم خدا به بعضی ملک عطا کرده و بسیاری از سئوالات در خصوص برپایی دین که منوط شده به بودن ملِک پس بدون فهم نظر خدا نمی توان چیزی گفت و آن را نظر دینی منطبق بر متون دینی دانست دوست محترم و عزیزم آقای سید عباس سید محمدی در مطلبی اعتراض کرده اند که چرا زعامت و رهبری در نظام کنونی به مردان منحصر شده و نامی از زنان آورده نشده و ابهام در قانون اساسی را ابهام در معنای رجال در متون دینی دانسته اند و سپس به مجتهدین اعتراض کرده اند که چرا شرط تقلید از مجتهد را مرد گذاشته اند .آیا ما مجازیم به صرف داشتن اطلاعاتی از متون دینی ویا متون دیگر خواهان آن باشیم که مجتهدین استنباط خود را با نظرات سیاسی ی ما  که با نگاه به عرصه ی سیاست جهانی و نیازهای فعلی بشر طرح می شود منطبق کنند. به همین منظور درمطلب فعلی سعی دارم نظرات مختلف در معنای تفقه در دین را در معرض دید خوانندگان قرار دهم تا معلوم شود پویایی دین و تطور در احکام شرعی هر چند با نگاه به نیاز جوامع انجام می شود اما فهم دلایل آن نیازمند تخصص در این حوزه است و وارد شدن در چرایی این احکام بدون داشتن علوم فهم فقه و استنباط از متون کاری است جاهلانه.     

فقه درلسان قران و اهل بیت (ع) معنا و مفهوم بسیار گسترده تری از مفهوم اصطلاحی در نزد فقها دارد در مورد این دو مفهوم به سخنان برخی فقها توجه کنیم

معنای فقه اصطلاحی:

علامه ی حلی م(۷۲۷ ه ق) : فقه در اصطلاح عبارت است ازعلم به احکام شرعیٍ  فرعی ٍمستند به ادله ی تفصیلی< منتهی المطلب فی تحقیق المذهب ج ۱ ص ۳>

شهید ثانی م (۹۶۵ ه ق) فقه در اصطلاح علم به حکم شرعی ی فرعی ی به دست آمده از دلیل تفصیلی می باشد<منیه المرید ص ۱۵۷>

شهید سید محمد باقر صدر(معاصر) نیز علم فقه را همان علم عملی ی استنباط احکام شرغیه و به تعبیر دیگرعلم عملی ی استنباط معرفی می کند< الدروس فی علم الاصول ج ۱ ص ۱۴>

فقه در آیات و روایات:

میرزا ابوالقاسم قمی م (۱۲۳۱ ه ق) در آیات و روایات به معنای فهم عمیق آمده است و به بیان دیگر بصیرت در دین را فقه می گویند خواه این بصیرت در اصول دین باشد یا در فروع دین< قوانین الاصول ج ۱ ص۵>

علامه طبا طبایی (ره) :علامه طباطبایی (ره) مقصود از تفقه در دین را فهمیدن همه ی معارف اسلامی دینی از اصول و فروع آن می داند . نه خصوص احکام عملی که فعلا در لسان فقها در آن مصطلح شده  و در ادامه می گوید : « به دلیل آنکه می فرماید ( و لینذرواقومهم) . معلوم است که انذار با بیان فقه اصطلاحی یعنی گفتن مسائل عملی صورت نمی بندد بلکه احتیاج به بیان اصول دارد» < ترجمه ی تفسیر المیزان ج۹ ص ۵۳۸ آیه ی ۱۲۲ سوره توبه>

شهید مطهری (ره) : شهید مطهری (ره) در باره ی تفقه می گوید « تفقه در دین که مورد عنایت اسلام است شامل همه ی شئون اسلامی است اعم از آنچه مربوط است به اصول اعتقادات اسلامی و جهان بینی اسلامی و یا اخلاقیات و تربیت اسلامی و یا اجتماعات اسلامی و یا عبادات اسلامی و یا مقررات مدنی اسلامی و یا آداب خاص اسلامی در زندگی فردی و یا اجتماعی و غیره . ولی آن چیزکه در میان مسلمین از قرن دوم به بعد در مورد کلمه ی فقه مصطلح شده قسم خاص است که می توان آن را فقه الاحکام یا فقه الاستنباط خواند و آن عبارت است از فهم دقیق استنباط عمیق مقررات اسلامی از منابع و مدارک مربوطه <آشنایی با علوم اسلامی قسمت اصول فقه مقدمه ی کتاب>

 ***********

حال از فرصت استفاده می کنم و عرض می کنم که یک آیه در قرآن هست که بر مبنای همان آیه می توان گفت امروز تفقه در دین باید تفقه در ماجرای ظهور امام زمان باشد وآن آیه این است:

قل هو القادر علی ان یبعث علیکم عذابا من فوقکم او من تحت ارجلکم او یلبسکم شیعا  ویذیق بعضکم باس بعض انظر کیف نصرف الایات لعلکم یفقهون(سوره ی انعام آیه ی ۶۵)

بگو « او قادر است که از بالای شما یا زیر پای شما عذابی بر شما بفرستد یا به صورت دسته های پراکنده شما را با هم بیامیزد و طعم جنگ و(اختلاف) رابه هریک از شما بوسیله ی دیگری بچشاند» ببین چگونه آیات گوناگون را (برای آنها) بازگو می کنیم! شاید بفهمند.

همه ی نشانه هایی که در آیه ی فوق برشمرده شده هر یک نشانه ای از حوادث ظهور است و جالب اینکه خداوند هر یک را به تنهایی آیه می خواند! از این آیه کدام یک از فقهای ما وظایف ما را می توانند استنباط کنند. یا به کلام دیگر ما چند فقیه داریم که در ماجرای قبل از ظهور امام زمان تفقه داشته باشند

والسلام   

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 0:33  توسط ستاریان  | 

یاد ایامی !

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارده یا پانزده ساله بودم به سنت سالهای قبل که تابستانها در جایی مشغول به کار میشدم آن سال در تیمچه ی حاجب الدوله ی بازار در یک حجره ی قاشق و جنگال و چینی فروشی کار می کردم تابستان گرمی بود و ماه رمضان.

وسط تیمچه ی مسقف حوضی بود و فواره ای که هر نیم ساعت به نیم ساعت سر و صورت داغ و تشنه ی مرا خنک می کرد

وقت ظهر نماز را در مسجدی که در آن نزدیکی بود می خواندم با سر در کوچکش عجب مسجد با صفا و خنکی بود البته به مدد معماری سنتی نه با کولر و پنکه! (یادم نیست فکر میکنم اسمش مسجد شیخ عزیز الله بود)

جثه ی لاغر و درازی داشتم وقت تعطیلی بازار تا به خیابان اصلی برسم اذان می شد مغازه ای بود که آش شلقلمکار می فروخت و افطار من هر روز کاسه ای از این آش بود که با ۳۵ ریال!! می خریدم.

شبهای جمعه یا همان پنج شنبه ها که بازار زودتر نعطیل می شد تا به خانه برسم ده پانزده کیلو طالبی و هویج و هندوانه می خریدم و عرق ریزان با هیکل نحیف و درازم به خانه می بردم و مشغول گرفتن آب هویج و تهیه ی آب طالبی و قاچ کردن هندوانه می شدم و ساعتی مانده به اذان به ترتیل قرآن می خواندم تا اذان شود (هرگز بوسه ی مرحوم پدرم بر پیشانی ام را در یکی از این قرآن خواندن ها یادم نمی رود) سپس ربنا و اذان با صدای روح نواز مرحوم موذن زاده ی اردبیلی

به نظرم ماه رمضان بدون این ربنا و بدون اذان موذن زاده ی اردبیلی ماه رمضان نیست هیهات به صفای آنروز و کدورت امروز دلم !

خب خاطره ای بود که یادم آمد و نقل کردم همین!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 1:45  توسط ستاریان  | 

دوستان مژده که ماه رمضان میآید

بسم الله الرحمن الرحیم

دوستان مژده که ماه رمضان میآید

وقت آمرزش هر پیر و جوان میآید

می توان کرد نثار قدمش جان عزیز

که ز درگاه خداوند جهان میآید

سفرۀ رحمتش افتاده و این ماه شریف

بخبر کردن ما بیخبران میآید

صیقلی ازمه نو در کف روشنگر فیض

بجلا دادن آیینۀ جان میآید

تا کندپاک ز آلایش عصیان همه را

موج رحمت ز کران تا بکران میآید

نیست مه بلکه هماییست که از اوج شرف

بر سر خلق جهان بال فشان میآید

میکند پشت جهانی سبک از بار گناه

گرچه بر نفس شکمخواره گران میآید

تا بشب ابر کرم فیض و عطا می بارد

تا سحر تیر دعاها بنشان میآید

گل بچین زین چمن فیض که ده روز دگر

گلشن عمر ترا فصل خزان میآید

بربا گوی سعادات از این میدان زود

که اجل سوی توخوش گرم عنان میآید

عمل خویش تو امروز نکو کن واعظ

که بد و نیک توفردا بمیان میآید 

غزلی ازملارفیع الدین واعظ قزوینی رحمه الله علیه که دیوان شعری هفت هزار بیتی دارد

***************************** 

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

هلال عید به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آن کس برد

که خاک میکدۀ عشق زیارت کرد

مفام اصلی ما گوشه خرابات است

خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد

بهای باده چون لعل چیست جوهر عقل

بیا که سود کسی برد کاین تجارت کرد

نماز در خم آن ابروان محرابی

کسی کند که به خون جگر طهارت کرد

فغان که نرگس جماش شیخ شهرامروز

نظر بدردکشان از سر حقارت کرد

به روی یار نظر کن ز دیده منت دار

که کار دیده نظر از سر بصارت کرد

حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ*

اگر چه صنعت بسیار درعبارت کرد

غزلی ازخواجه شمس الدین محمدبن بهاالدین ملقب به لسان الغیب حافظ شیرازی

****************************** 

*توضیح ضروری از بنده :  مراد از این واعظ البته واعظ قزوینی نیست زیرا حافظ در قرن هشتم می زیست و واعظ در قرن یازدهم

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 2:32  توسط ستاریان  | 

هان ای دل عبرت بین از دیده ی عبرت بنگر

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره 12, آيه 105
و چه بسيار نشانه‏ها در آسمانها و زمين است كه بر آنها مى‏گذرند در حالى كه از آنها روى برمى‏گردانند

هرچند امکان سفر همیشه و برای همگان میسر نیست اما با مراجعه ی آماری خود بنده به اشخاص متفاوت متوجه شدم تعداد کسانی که به سفر می روند سال به سال در حال افزایش است و این جای خوشحالی دارد به خصوص وقتی مردم را شاد ببینی و آنها را در اجرای مقررات رانندگی ساعی تر به قولی هر روز بهتر از دیروز

چند روزی به شهرهای شمالی رفتم گرچه قسمت ما از آب و هوای لطیف آنجا هوایی داغ و آفتابی سوزان بود اما خوش گذشت و جای شما خالی بود . طلوع آفتاب و دیدن مناظر طبیعی و دقیق شدن در گیاهان همیشه برای من جذابیتی فوق العاده داشته و ناخوداگاه توجه مرابه قدرت الهی معطوف می کند شاید باورتان نشود من با دیدن یک برگ کاهو چنان مجذوب توانایی خدا می شوم که وصف کردنی نیست همینطور با دیدن انبوه ستاره ها در آسمان وقتیکه هیچ نورمصنوعی در اطراف نباشد

با گوشی تلفن همراهم (سونی اریکسون کا ۷۵۰ آی ) حدود شصت عکس از طلوع خورشید و بیش از دویست عکس ازگلها و گیاهان انداختم که چند تایی را به عنوان تحفه تقدیم می کنم که امیدوارم به عنوان سوغات این سفر از من قبول کنید که:

 برگ سبزی است تحفه ی درویش     بیچاره چه کند ندارد بیش

به خاطر مسائل فنی ناچار شدم از اندازه ی عکس و کیفیتش کم کنم تا راحت تر بارگذاری (آپلود) شود

غیر از عکاسی نجاری هم بلدیم ها! این هم نمونه ی کار!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 3:0  توسط ستاریان  |