بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان برای کوتاه نویسی گاهی تذکر داده اند بنا به اهمیت موضوع و پرداختن به ابعاد آن و برای به دست دادن تحلیلی نزدیک به واقع ناچار به عدول از خواسته دوستان شده ام و همینجا بابت آن عذرخواهی می کنم اما دعوت می کنم مطلب را کامل بخوانید زیرا به نظرم ارزش خواندن را داشته باشد به شرط آنکه اگر ارزشش را نداشت حتما خبردارم کنید
روز بیست و چهارم خرداد یعنی یک روز بعد از اعلام نتایج انتخابات و وجود اعتراض عمومی به این نتایج که به زودی به گوش عالم رسیدباعث شد در میدان ولیعصر برای نشان دادن تعداد انبوه طرفداران احمدی نژاد ، اجتماعی ترتیب دهند قصد انبوه نشان دادن جمعیت علاوه بر استفاده از امکانات دولتی برای جمع آوری نیرو و اختصاص اتوبوس و ... زمانی افشا شد که سایتها و روزنامه های طرفدار دولت برای نشان دادن این انبوه (خیالی) جمعیت به فتوشاپ متوسل و حاشیهای عکس را مکرر کردند.خلاصه احمدی نژاد سخنرانی و مخالفین را خس و خاشاک نامید
فردای آن روز راهپیمایی خود جوش و میلیونی از سوی بدنه ی بی سر مخالفان دولت که به نحوه برگزاری و اعلام نتایج انتخابات معترض و از خس و خاشاک نامیده شدن خود ناراحت بودند برای نشان دادن تعداد خود نفر به نفر دیگران را به راهپیمایی دعوت و به خیابانها آمدند که این حضور میلیونی و نحوه ی جمع شدنشان مورد حیرت همگان قرار گرفت به این ترتیب روش نمایش طرفداران ! منسوخ شد و به زورآزمایی خیابانی ملقب گردید گفتم بدنه بی سر، به این دلیل است که جنبش سبز آنروزها به علت در کنترل بودن روزنامه ها و یک جانبه گرایی رسانه میلی و دسترسی نداشتن به اینترنت و قطع بودن پیامک و حتی عدم دسترسی به ماهواره ها ، به رهبری که از آنها بخواهد اقدامی صورت دهند دسترسی نداشت لذا هدایت و رهبری نیز نشد و به همین جهت است که من فکر می کنم محاکمات جریان معتقد به دمکراسی و اصلاحات و نشان دادن اعترافات ایشان و به توبه کشاندن آنها از اعتقاداتی که طی سالیان بسیار به آن رسیده اند علاوه بر سئوال برانگیز بودن ، تاثیری در این بدنه بی سر نداشته و نخواهد داشت
دلایل وجود گسست و اذعان و اطلاع حاکمیت از وجود این گسست را از خلال اخبار جسته و گریخته چند روز اخیر نیز می توان استخراج کرد که به چند نمونه آن اشاره می کنم.
* توکلی در مخالفت با کابینه معرفی شده دولت در مجلس نطقی ایراد کرد و به وجود سئوالاتی در ذهن جامعه به خصوص نزد دانشگاهیان و دانشجویان در مورد انتخابات اشاره کرد و گسست جامعه را ملموس و قابل مشاهده خواند و به کاندیداتوری دانشجو رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور برای وزارت علوم به دلیل حساسیت دانشجویان و سئوالات آنان نسبت به نحوه برگزاری انتخابات و اعلام نتایج آن اعتراض کرد که با جواب احمدی نژاد مبنی بر اینکه هفتاد میلیون ایرانی یک خانواده هستند و نباید این حرف در مجلس گفته می شد موضوع گسست را تکذیب کرد و انتخابات فعلی را سالمترین انتخابات در سی سال اخیر خواند و دانشجو را مستحق پاداش دانست!
توکلی امروز طی یاداشتی به او چنین جواب داد: نظرسنجي هاي معتبر در ايام تبليغات انتخابات دهم رياست جمهوري نشان مي داد آقاي موسوي از اوايل خردادماه در تهران از آقاي احمدي نژاد پيشي گرفت و اين برتري را تا 22 خرداد در پايتخت حفظ کرد و در دانشگاه ها نيز آقاي موسوي تقريباً حدود دو برابر آقاي احمدي نژاد راي دارد. در واقع همان نظرسنجي هايي که از برتري آقاي احمدي نژاد «در کل کشور» حکايت مي کرد، برتري آقاي موسوي را در«تهران» و برتري محسوس ايشان را در «دانشگاه ها» نشان مي داد. در حال حاضر و با گذشت نزديک به سه ماه از ايام انتخابات، بسياري از راي دهندگان به آقاي موسوي درباره سلامت انتخابات قانع نشده اند و با تعلل سوال برانگيز رسانه ملي در پاسخگويي به شبهه ها از يک سو و جنگ رواني بي سابقه رسانه هاي ضدانقلاب از سوي ديگر، تهمت سنگين تقلب به تدريج براي سنجش از طرفداران آقاي موسوي باور شده است.
موضع گیری سران اصولگرا در مقابل دولت و قرار گرفتن ایشان در لیست منافقین از سوی لابی طرفدار دولت بسیار قابل توجه و تامل برانگیز است فراموش نکنید همه ی مخالفین یک صدا به وجود جریانی مرموز و خطرناک در پس پرده هشدار داده اند و عماد افروغ در بحث جامعه شناسانه ی خود خود تحت عنوان انقلاب مخملي حجتیهايها در راه استبه تلاش انجمن حجتیه برای تسلط بر تمام ارکان جامعه نیز تحلیلی ارائه کرده است.
* قرینه دیگر برای اطلاع از این گسست از اعترافی به دست می آید که چندی پیش ضرغامی کرد و طی آن به از دست رفتن مخاطب رسانه سابقا ملی و رسیدن به حدنصاب 40% بیننده اشاره شد که خبرش طی روزهای گذشته منتشر و امروز تکذیب شد!
* حیدر مصلحی در برنامهی پیشنهادیاش برای مدیریت وزارت اطلاعات گفته است که « شبکه مجازی دشمن در تمام جامعه و بین اقشار و گروههای مختلف اجتماعی و تا عمق روستاها نفوذ کرده است». او برای مقابله با این "شبکهی مجازی" نقش برجستهای را برای "سربازان گمنام امام زمان" قائل شده است. به گفتهی جمشید انصاری، نمایندهی عضو فراکسیون اقلیت، مصلحی در توضیحات خود، مقابله با شبکهی یادشده را مشروط به «ایجاد شبکهای از نخبگان و فرهیختگان و اساتید دانشگاه، دانشجویان و فرهنگیان تا ائمهی جماعت مساجد» کرده است. به عقیدهی انصاری این رویکرد وزیر پیشنهادی به معنای «اطلاعاتیکردن کامل فضای جامعه» است.
توجه کنید وقتی گفته می شود:" شبکه مجازی دشمن در تمام جامعه و بین اقشار و گروههای مختلف اجتماعی و تا عمق روستاها نفوذ کرده است" می توان به وجود کثرت مخالفین پی برد که اکنون به دید دشمن به آنان نگریسته می شود و به طور ضمنی قلیل بودن موافقینی که به مخالفین جواب دهند را استنباط کرد. قرائن شناخت دشمن وقتی به دست می اید که بعداَ با بازداشت وبلاگ نویسان منتقد مواجه می شویم که مقصود از شبکه دشمن کیست؟ آیا به واقع ما وبلاگ نویسان منتقد جزئی از شبکه دشمن هستیم!؟ در اینصورت باید گفت چرا طرفداران دولت که به گفته ایشان در اکثریتند از امکانات دنیای مجازی برای مجاب کردن مخالفین استفاده نمی کنند و اصلا چرا آنها در اقلیتند؟ که حالا باید فکری برایش اندیشید!
اگر گفته شود جمعیت طرفدار دولت از قشرهای پایین جامعه و روستائیان دارای دهک پایین هستند باید در جواب گفت در اینصورت نیز به وجود گسست در میان اقشار مختلف مردم اذعان و اعتراف شده است و میان جامعه شهری و روستایی خط حائلی به وجود آمده است! علاوه بر آن وجود پایه های سست فکری پشتیبان دولت نیز از این حرف برداشت می شود.
*وقتی علوم انسانی نیز خطر شناخته می شوند
سعید حجاریان در اعترافات روز سوم شهریورخود گفت : متاسفانه در ایران با ضعف علوم انسانی بخصوص در رشته های جامعه شناسی وعلوم سیاسی مواجه ایم وعلیرغم گسترش مراکز آموزشی عالی وکثرت دانشجو در رشته های علوم انسانی ، متون آن از عمق چندانی بر خوردار نیست ومطالب با ترجمه های اغلب ناقص و بدون نقد در اختیار دانشجویان گذاشته می شود. رهبری در دیدار چند روز پیش خود گفت : اساتيد دانشگاهها فرماندهان جبهه جنگ نرم هستند ، با اشاره به تحصيل حدود دو ميليون دانشجو از سه ميليون و نيم دانشجوي کشور در رشتههاي علوم انساني تأکيد می کند: اين مساله نگران کننده است زيرا توانايي مراکز علمي و دانشگاهها در زمينه کار بومي و تحقيقات اسلامي در علوم انساني و همچنين تعداد اساتيد مبرّز و معتقد به جهانبيني اسلامي رشتههاي علوم انساني در حد اين تعداد دانشجو نيست. وی همچنین گفت: بسياري از علوم انساني مبتني بر فلسفههايي است که مباني آنها ماديگري و بياعتقادي به تعاليم الهي و اسلامي است و آموزش اين علوم موجب بياعتقادي به تعاليم الهي و اسلامي ميشود و آموزش اين علوم انساني در دانشگاهها منجر به ترويج شکاکيت و ترديد در مباني ديني و اعتقادي خواهد شد. وتاکید می کند مراکز تصميمگيري اعم از دولت، مجلس، و شورايعالي انقلاب فرهنگي بايد اين موضوع را مورد توجه جدي قرار دهند
از تقدم و تاخر این دو گفته اطلاع ندارم اما این دو گفته تامل برانگیز است!
* از سوی دیگرجمشید انصاری وقتی در مخالفت با مصلحی حرف می زد گفت: در بحثهای داخل فراکسیونها از سوی ایشان موضوع امنیت دینی طرح شده است! من به طور سربسته می پرسم مراد ایشان از امنیت دینی چیست؟ بعد اشاره کرد که نگران طرح آن از سوی وی می باشد.
حالا با این داده های خبری من به این نتیجه می رسم که علاوه بر خیزی که برای کنترل و حذف مخالفین معتقد به اصلاحات و جمهوریت نظام و دمکراسی خواهان برداشته شده است حتی می خواهند موانعی برای طرح مباحث علوم انسانی و دینی از سوی منتقدین و غیر وابستگان به جبهه خود ایجاد کنند که طرحها و نظرات دینی به نحوی به جامعه عرضه شود که مخل روند اجرای امور به صورت فعلی نشود و این خطرناکتر از مواجهه ایشان با مردم و منتقدین عادی و سئوال از داده های علوم انسانی برگرفته از غرب است. برخوردهای توهین امیز با مراجع که در طول تاریخ شیعه سابقه نداشته است واقعا سئوال برانگیز است در واقع ما داریم از مراکز سنتی بسط و نشر علوم دینی محروم و رانده می شویم و اثر اقدامات فعلی چند سال بعد و زمان فقدان مراجع با نفوذ فعلی ملموس خواهد بود
چرا این اقدام صورت می گیرد؟ زیرا مثلا پزشکیان نماینده تبریز و اسکو در پنج دقیقه نطق پیش از دستورش در هفتم تیر با خواندن نامه ی حضرت علی به مالک اشتر نشان داد وجود متون دینی مثل همین نامه به تنهایی گویای دوری نحوه برخورد با معترضین از مبانی حکومتی اسلام علی(ع) پسند است چیزی که در مواضع مراجع و اطلاعیه های ایشان مکررا مورد اشاره قرار گرفت و عصبانیت حلقه حامیان احمدی نژاد را موجب گردید
همه ی اینها را اضافه کنید به حرف کواکبیان که با اشاره به ورود محافظین احمدی نژاد به مجلس که طی سی سال گذشته سابقه نداشته است گفت: اینجا امن است!
بله آنها می پندارند حتی مجلس اصولگرا نیز دیگر برای احمدی نژاد امن نیست . آیا کسی می داند مفهوم این سخن احمدی نژاد که در مقابل توکلی گفت چیست؟ او گفت من از خطرات اگاهم و بارها خود را سپر بلای نظام کرده ام !؟
در همین زمینه بخوانید: اصلاحات انقلاب مخملین یا فروپاشی که دو سال پیش نوشته ام