تبليغاتX
مهردل

مهردل

بعد از انتخابات بعضی نظراتم تغییر کرده است و امروز معتقدم غیر از حکومت معصومین هیچ حکومتی مقدس نیست

ما پیروزیم

  بسم الله الرحمن الرحیم

نمی دانم چه بلایی سر عکسهای پست پیش آمده است چون خودم که عکسها را نمی توانم ببینم احتمالا جایی که عکسها را آپلود کرده ام دارای مشکلی شده است؟ باید یک آپلود کننده دیگری که فیلتر هم نشده باشد پیدا کنم؟ سر فرصت بعد از رفع مشکلات اینترنتی که برایمان درست کرده اند درستش می کنم!

اما همه بدانند که ما سبزها پیروزیم

  

عید سعید فطر را به همه تبریک می گویم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 1:9  توسط ستاریان  | 

تهران در روز قدس سبز شد

بسم الله الرحمن الرحیم

عکسهایی از حضور سبزها در راهپیمایی روز قدس

میدان ولیعصر ( عج)

بلوار کشاورز - مردم شعار می دادند:نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

 

بلوار کشاورز- تظاهر کنند گان در معیّت پلیس

میدان هفت تیر

 

میدان هفت تیر

 

بلوار کشاورز- سبزها در محاصره و فشار پلیس

 

این عکس باعث خنده و شوخی همه شده بود!

 غلط املایی در پلاکارد که اسباب شوخی و خنده ی سبزها شده بود

امروز دوباره اس ام اس ها در تهران ساعاتی قطع و اینترنت نیز ساعتهایی با اخلال روبرو شد از ساعت ۲بعدازظهر تا الان که ۱۲نیمه شب است طول کشید تا این مطلب را منتشر کنم و هر چه تلاش کردم هیچ وبلاگی باز نشد گویا این روزها تهیه ADSL از نان شب هم واجبتر است!

ناچار شدم آپلود کننده ی عکسها را عوض کنم برای دیدن عکسها باید با ابزار مخصوص وارد شوید! راستی کسی می داند چرا یک آپلود کننده ی مطمئن ایرانی نداریم!؟

اینها هم از موج سبز

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت 23:44  توسط ستاریان  | 

وهن اسلام با 48 قطعه شلوار موهن!

بسم الله الرحمن الرحیم

نمی دانم از موضوع شلوارهای موهن وارد شده به کشور خبردارید یا نه؟

اگر خبر ندارید! اول توی گوگل کلید واژه ی "شلوارهای موهن" را جستجو کنید و نگاهی کوچک به تعداد ۳۱،۹۰۰ یافته بیندازید !

               شلوار موهن

حالا در صورتیکه بی اطلاع بوده اید اول برای بی اطلاعی خودتان تاسف بخورید و هر چه زودتر برای رفع جهل خود اینجا را بخوانید بعد بلافاصله گزارش لحظه به لحظه ی پیگیری پلیسی را اینجا و شرح ماوقع و دقیق ماجرا را اینجا مطالعه کنید. حالا شما هم فهمیدید که موضوع بر سر وارد شدن 48 قطعه شلوار زنانه بوده که تنها سه قطعه از آن به فروش رفته و وارد کننده از نقش موهن موجود بر روی شلوارها بی اطلاع بوده و سو نیتی هم نداشته ولی بازداشت شده و در انتظار دادگاه است  

خب من از روز اول به دلیل مذهبی بودنم نسبت به موضوع حساس شدم و روزهای گذشته ماجرا را دنبال کردم وقتی به این سرعت خاطی را کتف بسته در اختیار قانون دیدم خیالم از تیز بینی و قدرت ضابطین اجرای قانون راحت شد اما خداوکیلی حیران مانده ام که چرا تیز بینی و قدرت این ضابطین قانون که چنین توانایی شگرفی دارند از حل مسائلی که کشور را با بحران مواجه کرده است ناتوان مانده و توان کشف حقیقت برای پاسخگویی به سئوالات جمع کثیری از مردم را ندارند ؟ بعد از دیدن نتیجه ی ماجرای شلوارهای موهن و کشف خاطی این پرونده نباید توقع داشته باشیم که یک یک سئوالات تک تک مردم در روزهای اخیر جواب داشته باشد؟ آنهم جوابهای روشنتر از آفتاب و واضحتر از روز

مثلا پیدا کردن اشخاصی موسوم به لباس شخصی آنهم اسلحه به دست که مسبب کشته شدن جماعتی از مردم توی روز روشن مقابل دوربینهای بسیار شدند گمان نمی کنم از پیدا کردن شلوارهای یاد شده سخت تر باشد. نه شما بگویید سخت تر است؟  آیا این موضوع بیشتر وهن اسلام و نظام بود و باید با آن به فوریت برخورد می شد یا شلوارهای یاد شده؟بد نیست بدانید تعداد مطلب یافت شده در جستجوگر گوگل برای "لباس شخصی ها" عدد ۷۷۴،۰۰۰  است!

..............

     با پخش تصاویر واضح تلویزیونی چهار جلسه ی گذشته مقایسه کنید

بی ربط با موضوع اما مهم: جلسه ی پنجم دادگاه متهمان اغتشاشات دیروز برگزار شد و طبق دستور قاضی همه مجبور شدند اسامی را میم میم یا میم کاف و میم ها و امثال این بگویند تا مفتری محسوب نشوند اقدامی مفید و قانونی بود که از اول می بایست به آن عمل می شد. نمی دانم در مورد کسانی که در چهار جلسه ی گذشته با پخش گزینشی و مکرر در مکرر اظهارات متمهین اسامی بسیاری را پخش کردند و قانونا عملشان افترا بوده چه بر خوردی خواهد شد؟  

.................................

تتمه بعد از ثبت مطلب

آقا با تاسف این وبلاگ هم از سوی گوگل تبدیل به یکی از منابع در مورد شلوار های موهن شد و همین امروز از این طریق مورد بازدید قرار گرفت!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 6:54  توسط ستاریان  | 

ایکاش هایی به سبک ایرانی!

بسم الله الرحمن الرحیم

بازداشت مرتضی الویری و علیرضا بهشتی مسولان کمیته پیگیری حوادث اخیر که در تداوم دستگیری‏های گسترده بعد از انتخابات صورت گرفت و پلمپ دفتر کروبی و بستن حزب اعتماد ملی و فیلتر کردن سایتهای مستقل و وابسته و دستور نهی شورای عالی امنیت ملی به روزنامه ها در مورد ننوشتن در مورد موسوی و کروبی و انتخابات و سانسور خبری در صدا وسیما به گمان من موجبات تشدید وضع بغرنج کنونی وموجب تولید  موج وسیعتری از شایعات و اخبار غیر موثق در تلاش برای کشف حقایق پس پرده شده و راست و دروغ همزمان به جامعه بیش از پیش تزریق خواهد شد. اینروزها که مردم دو چشم داشته و دو چشم دیگر قرض کرده اند وششدانگ حواسشان به همه جا جمع شده است اختفای اخبار ممکن نیست.ملت اینروزها تبدیل به سیاستمداران همه چیز دانی شده اند که اخبار را با ولع پی گیری می کنند و از همه چیز مطلع می شوند.

وقتی عاطفه امام را می دزدند و بلافاصله همه خبردار می شوند تا رو شدن پشت پرده لغو بازیهای کشورهای اسلامی که گویا توافق بر سر حذف نام خلیج فارس از نشانها بوده و برگزاری اجلاس دریای خزربدون حضور ایران و تنها اعتراض خنثای وزیر امور خارجه به عنوان سخنگوی دولت مستقر یا پیشنهاد معامله ی اوباما با ایران و ارسال ایرباس و ....خلاصه این روزها نمی توان چیزی را از چشمان تیز بین ملت پنهان کرد

گیریم یافته های کمیته سه نفری قوه قضاییه مسئول تحقیق در باره قتلها و تجاوزات اخیر در مورد سعیده پور آقایی حقیقت باشد، آیا می توان اثرات مخرب پخش این موضوع را که از وجود سانسور نشات می گیرد را از اذهان به این سادگی پاک کرد؟

مطمئنم هر چه بر جو سانسور دامن زده شود و بگیر و ببندها ادامه یابد آرزوی رسیدن به جامعه ای آرام و بی تنش از محالات خواهد بود و بی اعتمادی به وجود آمده بین مردم در مورد سخنگویان رسمی نظام از بین نخواهد رفت و سامان دادن افکار عمومی نشدنی است و کارصدا و سیما این خواهد شد که هر چند وقت یکبار خبری را که تا بطن مردم رسوخ کرده را تکذیب و تلاش کند اعتماد عمومی را به جامعه بازگرداند اعتمادی که ماههاست از بین رفته و ظاهرا هیچ تلاش واقعی هم برای بازگرداندن آن اعمال نمی شود

ظاهرا راهی جز این نداریم که اخبار راست و دروغ را بشنویم . این روزها کسی حال و هوایی برای شنیدن اخبار گل وبلبلی ندارد و اکثر اخبار ناراحت کننده و بعضی موحش است گویا چاره ای نداریم جز اینکه برای این اخبار موحش بسوزیم و بعد با خبرهایی روبرو شویم که موضوع تا دیروزحقیقت دانسته را دروغ می خواند! و بابتش دوباره بسوزیم که از اعتماد ما اینبار کسان دیگری سواستفاده کرده اند و دوباره با خوره ی عذاب وجدانمان دست و پنجه نرم کنیم که چرا در کشوری زندگی می کنیم که دروغ این چنین تا عمق باورهای ما نفوذ کرد؟ و آرزو کنیم کاش چشمه ی جوشان حقیقت فوران می کرد و همه از زلالی آن سیراب می شدیم و کاش دروغ از ریشه می خشکید ودروغگوبرای همیشه رسوا می شد.

چرا باید کار به جایی برسد که آرزویمان این شود که کاش می مردیم و یا کاش در ایران زندگی نمی کردیم راسنی جاهای دیگر آسمان چه رنگی است!؟

و یا ایکاش خدا روز قدس (یا روز ایران!) را به خیر کند!

جدیدترین اخبار مرتبط بعد از انتشار مطلب : کروبی در صورت ادامه انکارها افشاگری می کند و بهشتی آزاد شد

اظهارات اژه ای در خصوص ادعاهای کروبی من جستجو کردم و جوابی برای حرفهای اژه ای پیدا نکردم! و این هم ربطی دیگر با مطلب : چرا دفتر کروبی بسته شد؟ و این یکی:گزارش یک قتل: بهزاد مهاجر

جواب کروبی به کتمان مسائل از سوی اژه ای را در اینجا حتما ببینید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 17:30  توسط ستاریان  | 

مشروعیت و حاکمیت یگانه و دوگانه و رهيافت راهبردی

بسم الله الرحمن الرحیم

            • مقاله ای ازماهنامه‌ی آفتاب شماره‌ی بهمن هشتاد موضوع مقاله ی جدید ایمایان است ایماگر در مقدمه مطلب اخیر خود نوشته است :گفت‌وگوی اصلی این شماره با سعید حجّاریان بود که به بیان دیدگاههای خود در باره‌ی «استراتژی‌های سیاسی در ایران امروز»( یعنی سال ۸۰) می‌پردازد. چون که بعضی پیش‌بینیهای او درست از کار آمده است و از آنجا که هنوز هم مهم‌ترین چالش سیاسی در ایران حاکمیّت دوگانه است و از سوی دیگر با ابراز پشیمانی صوری حجاریان و حرفهایی که پس از آن در باره‌ی علوم انسانی غربی شنیدیم، بد نیست خلاصه‌ای از گفت‌وگوی او را بیاورم تا ببینیم علم سیاست غیرالهی چه حرفهایی دارد که باید از آن تبرّی جست.سپس گفتگو را منتشر کرده است که می توانید در آنجا بخوانید و وعده کرده بود بعدا حاشیه ای بر مقاله خواهد نوشت من به استقبال بحث رفتم وکامنتی نوشتم که به قامت یک مقاله در آمد که اکنون می خوانید:

امام می گفت "میزان رای ملت است" و البته قوانین اساسی طوری تنظیم شد که رای مردم مقابل رای اسلام قرار نگیرد و در صورتی که نظر مردم در مقابل نظردین قرار گرفت نظر شرع ارجح باشد. یعنی جمهوری باشد، جمهوریی که اسلامی باشد. او معتقد بود رای مردم را فقط با قید اسلامی بودن می توان محدود کرد. اما چون مجموعه ی دین و فرامین و نظراتش طوری آشکار نیست که همه متفق القول آن را به یک نحو دیده و تایید کنند و بر آن اتفاق رای داشته باشند. ما امروز دچار مشکلاتی شده ایم که همگی شاهد این مشکلات هستیم . امروزاعمال نظر شخصی و سلیقه ای و تفسیرهای خاصی از دین که اتفاقا نزد صاحب نظران و متخصصان مسائل دینی در اقلیت قرار دارد می گوید دین همانی است که ما می گوییم پس رای مردم باید مقید به نظر ما شود .   
آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه ی معروف حدیث معتبری نقل کرد و گفت رهبری در صورت انتخاب و همراهی مردم مشروعیت دارد و متعاقب آن بلافاصله آقای یزدی مصاحبه کرد و در جهت رد این نظر حدیث یاد شده را تخطئه کرد و گفت: همراهی مردم با نظام مشروعیت ایجاد نمی کند و مشروعیت حاکمیت از طرف خداوند است
این دونوع نگرش به موضوع مشروعیت رهبری و حکومت طرفدارانی در جامعه دارد و اتفاقا هر دو پایگاه اجتماعی قابل توجهی هم به دست آورده اند که هر یک اهرمهای قدرتی را نیز برای خود در اختیار گرفته اند به همین خاطردو نوع حاکمیت را نیزرقم زده اند که حداقل در شرایط حاضرهیچیک قادر به حذف دیگری نیست و البته قبلا گاهی یکی بر دیگری غلبه پیدامی کرد و به حکومت مشغول می شد و تنه به تنه ی رقیب می زد این دو نوع اعمال قدرت را حاکمیت دوگانه می خوانند
1حاکمیت رای مردم : اصلاح طلبان رای مردم را فصل الخطاب در مناقشات مربوط به قدرت می دانند.خاتمی توسط رای مردم و بر خلاف خواسته ی گروه تمامیت خواه رئیس جمهور می شود. او شعار زنده باد مخالف من سر می دهد و برای بسط و گسترش نهادهای مدنی تلاش می کند و منتقدین خود را به استفاده از وسایل و لوازم قانونی برای رقابت فرا می خواند   
2 حاکمیت رای فرد: این نظریه که رای مردم را تزئینی می داند اراده کرد احمدی نژادی را که مظهر تام و منصه ی کاملی ازاین نظریه است را به قدرت برساند از اینرو تحت لوای رای گیری که عادی و قانونی بود وبا تشبث به لوازم غیر علنی و مخفی و البته غیر قانونی کسی را که می خواست در زرورق رای مردم به قدرت رساند . این نظریه که فکر می کند جامعه از شعارهای انقلاب و دین (مورد نظرش) دور شده است وظیفه ی خود می بیند مانع از این دوری مردم شود. به عبارت دیگربه قول صادق زیبا کلام می خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند! و البته اصلا به دینی بودن یا نبودن روش خود اهمیتی نمی دهند

آنها اختلافات قوای سه گانه کشور را که سابقا بین این دو نظریه دست به دست می شد را عامل اختلاف و موجد وضع موجود می دانستند پس شعار حاکمیت یگانه داده و سعی کردند حاکمیت یک دست را رقم بزنند چندین سال است استراتژی آنها اعمال همین حاکمیت یگانه است که چهار سال پیش تقریبا محقق شد اما نتوانست بر مشکلات فائق آید و مردم ناراضی باقی مانده بلکه ناراضی تر شدند! آنها در اواخر دوره ی چهار سال اخیر به این نارضایتی عمومی که ماحصل عملکرد ضعیفشان بود اطلاع حاصل کردند و دیدند طی فرآیند انتخاباتی نمی توانند در قدرت باقی بمانند.  لذا زیر قواعد رسمی بازی لگد زدند و طوری عمل کردند که وقتی نتایج انتخابات اعلام شد موج وسیعی از اعتراضات به راه افتاد . اکنون این نوع حاکمیت چون قدرت اعمال نظر را به لطائف الحیل و به هر تقدیر به دست آورده می بیند، می خواهد با همه ی ابزارهای ارکان حکومتی که دراختیار گرفته است تیشه به ریشه ی تمام منتقدین خود زده و همگی را با هم از گردونه ی رقابتهای آتی خارج و خود را برای همیشه از مزاحمتهایشان خلاص کند. دادگاه سران اصلاحات برای وارد کردن اتهامات بزرگی چون وابستگی به خارج و خیانت برپا شده است این اتهام به شخصیتهای بزرگ و موثری وارد می شود که قبلا سالها بر مسند قدرت رسمی تکیه داده بودندو با وجود کنار زده شدن از مسندهای خود همچنان در بین مردم محبوبیت ویژه ای داشتند.کارکرد دادگاه در راستای بی اعتبار کردن این عده و برای از بین بردن وجهه و مقبولیت ایشان انجام می شود.
اما دمکراسی خواهان یا اصلاح طلبان در میان نخبگان و فرهیختگان و هنرمندان و دانشجویان و دانشگاهیان و مردم پایگاه اجتماعی خوب و وسیعی دارند و از طریق آنها به دولت فشار وارد آورده و از قبول این سناریو سرباز می زنند و چون نفوذ اجتماعی گسترده تری در اختیار دارند تنه به تنه ی قدرت قهری دولت زده و با همراهی افکار عمومی مردم نوعی دولت خارج از دولت را که به همه ی اقدامات دولت مستقر معترض است را بوجود آورده اند
حاکمیت فعلی که فکر می کند رای و نظر مردم مستعد خطا کردن است ومردم ممکن است اشتباه کنند و با رای خود تصمیمی بگیرند که به نفع دشمنان تمام شود به همین جهت دموکراسی خواهی را خطرناک می خواند پس می خواهد از طریق محاکمه و اقرار و اعتراف گیری از سران اصلاحات در تایید نظر و موضع خود عقبه ی فکری جریان اصلاحات ( مردم پشتیبان اصلاحات) را متقاعد کند که سران اصلاحات که خواهان دموکراسی هستند همگی عوامل دشمن بد طینتند تا به این ترتیب اعتقاد مردم به جمله ی معروف امام در مورد میزان بودن رای ملت خدشه وارد کرده و ملاک قرار دادن آن را غلط بخوانند و چنین القا کنند که رای دادن شما می تواند منجر به تفّوق و استیلای دشمنان کشور شده و دشمنان از طریق عواملی که در داخل کشور ما دارد منویات و خواسته های خود را دنبال کند یعنی کاری که دشمن از طریق جنگ سخت قادر نیست به دست آورد با نیروهای نفوذی خود و از طریق جنگ نرم ( بخوانید رای دادن) می تواند تحصیل کند و ما این را کشف و خنثی کرده ایم

رای مردم خطرناک است زیرا می تواند به براندازی نرم بیانجامد پس باید این رای را از طریق سختتر کردن موانع مثل تعیین صلاحیت سلیقه ای شورای نگهبان مدیریت کرده و آنگاه از فیلتر گذراند و اگر رد شدن از این فیلتر موثر نبود و خدای ناکرده جریانی قوی در پشتیبانی از کسی به وجود آمد که قبلا مد نظر نبود و احتمال داشت انتخاب شود باید ترتیبی داد که نتیجه ای از صندوق خارج شود که قبلا برای آن توافق و اتفاق نظر صورت گرفته است تا از این طریق دشمنان نتوانند به خواسته هایشان برسند!
پس جنگ فعلی برای تعریف کردن حاکمیت و یکدست کردن آن به نام حاکمیت یگانه بر سر حق رای مردم است. و جنگ این دو حاکمیت بر سر این حق .

گیریم که حاکمیت یگانه ای در این نزاع دست بیاورند و پیروز شوند گفتم اگر به دست بیاورند در صورتی که منجر به قهر بخش وسیعی از مردم از حکومت شود دیگر چگونه می توان نام حاکمیت بر آن گذاشت  به خصوص نام حاکمیت یگانه! راه حل به نظر من گردن نهادن تام و تمام به قانون اساسی است که جایگاه هر کس را روشن و مشخص کرده است 

در سایت رسمی رهبری یکی از راه‌های جنگ نرم آمريكا عليه ايران این راه ذکر شده است:

ايجاد تقابل‌های سياسی بين سران ارشد نظام اسلامی و القای اين‌كه "جنگ قدرت" در جمهوری اسلامی بين چند طيف در جريان است و نهايتاً فلان طيف يا فلان گروه از پيش، پيروز شده و يا شكست ‌خورده‌اند.
می‌توان گفت پازل رسانه‌ای آمريكا برای تحت فشار قراردادن ايران اسلامی طراحی شده و راهكار خنثی‌سازی و بی اثر كردن تلاش‌های دشمنان، ايجاد فضای هم‌نوايی و هم‌گرايی بين نيروهای درون نظام و عمل به مقتضيات اتحاد ملی به عنوان رهيافت راهبردی نظام اسلامی است. افشای حقايق و اوضاع داخلی آمريكا و نيز برملا نمودن توطيه‌های غرب در خاورميانه و جهان اسلام و نيز تقويت زمينه‌های "انسجام ملی" در زمره‌ی راهكارهايی هستند كه می‌توانند در ناكامی نقشه‌های مراكز راهبرد‌سازی دولت آمريكا در ايجاد جنگ نرم عليه ايران تأثيرگذار باشند.

آیا تلاشی که امروز برای حذف تمام منتقدین و مخالفین صورت می گیرد در راستای اتحاد ملی به عنوان رهیافت راهبردی نظام اسلامی است؟ یا اجرای یکی از راههای جنگ نرم امریکا بر علیه ایران؟

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 11:42  توسط ستاریان  | 

ماه رمضان و آه مظلوم و دعای سحر

بسم الله الرحمن الرحیم

به نیمه ماه مبارک رمضان رسیدیم وکم کم به شب های قدر ومراسم احیای این شبها می رسیم. حرم امام بر خلاف معمول سالیان گذشته مراسم احیای شب قدر ندارد حذف و تعطیلی این مراسم به خاطر ترس از اجتماع میلیونی مردم است. اگر نیست پس چیست ؟

روز قدس را هم شاید تبدیل به هفته قدس کردند تا مباداراهپیمایی مرگ بر اسرائیل به راهپیمایی سکوت و اعتراض تبدیل شود. نماز عید فطر هم در مصلا اقامه نخواهد شد. بله این ماه مبارک با همه رمضانهای سالیان گذشته متفاوت است

روزها و شبهای این ماه رمضان مانند گذشته ایام مودت و حلم و دوستی و در پی کسب رضایت خلق و خالق رفتن نبود.این روزها روزهای شعبه شعبه کردن و شقه شقه کردن ملت بود . روزهای رواج تهمت زدن و افترا وارد کردن به موجهین بود . منیت و قدرت طلبی و نفاق بود. ظلم بود و جنایت بود و دروغ بود و اشاعه ی تخم کینه و برباد دادن عزت و کرامت انسانی بود.

لگد مال کردن شخصیت کسانیکه یک عمر به پای این انقلاب و این نظام زحمت کشیدند و زندان رفتند و  تلاش کردند و آخرالامر با لباس زندان و دمپایی و بدن مجروح تحقیر شدند و همه حتی زندان نرفته ها وادار به اعتراف شدند . مزد زحماتشان را بد دادند واز ایشان بد تقدیر و تشکرکردند. این روزها مردم نامحرم دانسته شدند و حقوقشان به سرقت رفت مردمی که ما می گوییم اکثریتند یا به هر میزان که آنها بگویند به هر حال در چهل میلیون رای سهم داشتند و حماسه آفریدند و تاوانش را با کتک خوردن دادند همان مردمی که در روزهای سخت انقلاب و جنگ از هست و نیستشان گذشتند تا به دستاورد "استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی"برسند وامروز می بینند که هیچیک بر سرجایش نیست. چه می گویم آنها حتی از شنیده شدن ربنای شجریان که مردم دوست می داشتند مانع شدند!

چرا ماه رمضان امسال اینگونه شد ؟ آیا این روزها روزهای مبارک و روزهای رحمت نیست؟ حتما که هست. چون رحمت خدا همیشه جاری است همچنان که قهر و غلبه اش بر ظالمین حتمی است اگر خوب نگاه کنیم از دیدن حکمت های جاری خدا عاجز نخواهیم بود . اگر به تعب و سختی افتادیم واین شد که می بینیم به جایش خدا موهبتی داده است به اسم استجابت دعا و آه مظلوم 

این روزها زندانیان وخانواده هایشان چه روزه ای گرفتند ؟ وقت سحر چه دعایی کردند؟ دعای مجروحین و کتک خورده ها وخانواده های کشته شده ها با دهان روزه چه بود؟ مظلومینی که پناهی جز خدا ندارند این روزها و این شبها از خدا چه می خواهند؟

از عواقب  این دعاها باید ترسید چون امام کاظم علیه السلام فرموده است: لا تحقروا دعوه احد فانه یستجاب للیهودی والنصرانی فیکم و لا یستجاب لهم فی انفسهم‏.

دعای هیچ کس را کوچک نشمارید زیرا درخواست ‏یهودی و نصرانی در باره شما به‏اجابت می‏رسد گر چه در باره خود آنان مستجاب نمی‏گردد

گروهي از مردم قم در سامرّا خدمت امام حسن عسکري عليه‏السلام مي‏رسند و از بدرفتاري و ستم‏هاي «موسي بن بُغا»، که حاکم بر آنان بوده است، گلايه و شکايت مي‏کنند.آن حضرت  به آن مظلومان يادآور مي‏شود که از «سلاح دعا» بهره بگيرند و در قنوت‏هاي نمازشان اين دعا را بخوانند: «الحمدلله شکرا لنعمائه و استدعاءً لِمزيده...»

یا امام صادق علیه السلام چنین فرموده اند.

اِتَّقوُا دَعوَة المَظلُومِ فَاِنَّ دَعوَةَ المَظلُومِ تَصعَدُ اِلی السَّماءِ

از دعای مظلوم بر حذر باشید که دعای مظلوم به آسمان بالا می‌رود(به اجابت می رسد)

مکارم الاخلاق طبرسی، ص ۲۷۶

بله خداوند به ما ، ماه رمضان و وعده ی اجابت دعا وآه مظلوم عنایت کرده است. موهبتش را قدر بدانیم

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 5:48  توسط ستاریان  | 

از پس امروز بود فردایی

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر انجیلی طی قرون و اعصار تا به امروز از گزند روزگار محفوظ مانده که می گویند قدمتی دیرینه تر ازانجیل کشف شده ی قبلی دارد من می گویم کارخداست و مشهور است که ماه پشت ابر نمی ماند به همین دلیل فکر می کنم حقایق پشت پرده و عوامل حوادث اخیر هم دیر یا زود روزی برملا خواهند شد و برملا کردن حقیقت گویا سنت جاری خداست

                                 قدیمی ترین انجیل موجود پیش از کشف اخیر

دیروز چهلم شهید روح الامینی بود کشته شدن او که از آقا زاده ها بود باعث شد تعدادی دیگر از کشته شده ها افشا و کهریزک تعطیل و فریاد محاکمه آمران و عاملان از سوی همه از بالا تا پایین بلند شود . برای او ختم گرفتند در حالی که خانواده ی  بقیه کشته شده ها از گرفتن مراسم محروم بودند!

                  شهدای سبز

اسامی و مشخصات دقیق ۷۲ تن شهید راه سبز تفحص همچنان ادامه دارد

گزارش تصویری / مراسم چهلم شهید امیر جوادی‏فر برخلاف مراسم روح الامینی از حضور هیچیک مقامات خبری نیست

خون دهها تن که بر زمین ریخته شده روزی نقش ماه پشت ابر را بازی خواهد کرد و خلاصه اینکه از پس امروز بود فردایی .همین! والسلام

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 14:6  توسط ستاریان  | 

دلایل باور پذیری جابجایی آرا در گسست اجتماعی موجود

بسم الله الرحمن الرحیم

 دوستان برای کوتاه نویسی گاهی تذکر داده اند بنا به اهمیت موضوع و پرداختن به ابعاد آن و برای به دست دادن تحلیلی نزدیک به واقع ناچار به عدول از خواسته دوستان شده ام و همینجا بابت آن عذرخواهی می کنم اما دعوت می کنم مطلب را کامل بخوانید زیرا به نظرم ارزش خواندن را داشته باشد به شرط آنکه اگر ارزشش را نداشت حتما خبردارم کنید

روز بیست و چهارم خرداد یعنی یک روز بعد از اعلام نتایج انتخابات و وجود اعتراض عمومی به این نتایج که به زودی به گوش عالم رسیدباعث شد در میدان ولیعصر برای نشان دادن تعداد انبوه طرفداران احمدی نژاد ، اجتماعی ترتیب دهند قصد انبوه نشان دادن جمعیت علاوه بر استفاده از امکانات دولتی برای جمع آوری نیرو و اختصاص اتوبوس و ... زمانی افشا شد که سایتها و روزنامه های طرفدار دولت برای نشان دادن این انبوه (خیالی) جمعیت به فتوشاپ متوسل و حاشیهای عکس را مکرر کردند.خلاصه احمدی نژاد  سخنرانی و مخالفین را خس و خاشاک نامید

فردای آن روز راهپیمایی خود جوش و میلیونی از سوی بدنه ی بی سر مخالفان دولت که به نحوه برگزاری و اعلام نتایج انتخابات معترض و از خس و خاشاک نامیده شدن خود ناراحت بودند برای نشان دادن تعداد خود نفر به نفر دیگران را به راهپیمایی دعوت و به خیابانها آمدند که این حضور میلیونی و نحوه ی جمع شدنشان مورد حیرت همگان قرار گرفت به این ترتیب روش نمایش طرفداران ! منسوخ شد و به زورآزمایی خیابانی ملقب گردید گفتم بدنه بی سر، به این دلیل است که جنبش سبز آنروزها به علت در کنترل بودن روزنامه ها و یک جانبه گرایی رسانه میلی و دسترسی نداشتن به اینترنت و قطع بودن پیامک و حتی عدم دسترسی به ماهواره ها ، به رهبری که از آنها بخواهد اقدامی صورت دهند دسترسی نداشت لذا هدایت و رهبری نیز نشد و به همین جهت است که من فکر می کنم محاکمات جریان معتقد به دمکراسی و اصلاحات و نشان دادن اعترافات ایشان و به توبه کشاندن آنها از اعتقاداتی که طی سالیان بسیار به آن رسیده اند علاوه بر سئوال برانگیز بودن ، تاثیری در این بدنه بی سر نداشته و نخواهد داشت

دلایل وجود گسست و اذعان و اطلاع حاکمیت از وجود این گسست را از خلال اخبار جسته و گریخته چند روز اخیر نیز می توان استخراج کرد که به چند نمونه آن اشاره می کنم.

* توکلی در مخالفت با کابینه معرفی شده دولت در مجلس نطقی ایراد کرد و به وجود سئوالاتی در ذهن جامعه به خصوص نزد دانشگاهیان و دانشجویان در مورد انتخابات اشاره کرد و گسست جامعه را ملموس و قابل مشاهده خواند و به کاندیداتوری دانشجو رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور برای وزارت علوم به دلیل حساسیت دانشجویان و سئوالات آنان نسبت به نحوه برگزاری انتخابات و اعلام نتایج آن اعتراض کرد که با جواب احمدی نژاد مبنی بر اینکه هفتاد میلیون ایرانی یک خانواده هستند و نباید این حرف در مجلس گفته می شد موضوع گسست را تکذیب کرد و انتخابات فعلی را سالمترین انتخابات در سی سال اخیر خواند و دانشجو را مستحق پاداش دانست!

توکلی امروز طی یاداشتی به او چنین جواب داد: نظرسنجي هاي معتبر در ايام تبليغات انتخابات دهم رياست جمهوري نشان مي داد آقاي موسوي از اوايل خردادماه در تهران از آقاي احمدي نژاد پيشي گرفت و اين برتري را تا 22 خرداد در پايتخت حفظ کرد و در دانشگاه ها نيز آقاي موسوي تقريباً حدود دو برابر آقاي احمدي نژاد راي دارد. در واقع همان نظرسنجي هايي که از برتري آقاي احمدي نژاد «در کل کشور» حکايت مي کرد، برتري آقاي موسوي را در«تهران» و برتري محسوس ايشان را در «دانشگاه ها» نشان مي داد. در حال حاضر و با گذشت نزديک به سه ماه از ايام انتخابات، بسياري از راي دهندگان به آقاي موسوي درباره سلامت انتخابات قانع نشده اند و با تعلل سوال برانگيز رسانه ملي در پاسخگويي به شبهه ها از يک سو و جنگ رواني بي سابقه رسانه هاي ضدانقلاب از سوي ديگر، تهمت سنگين تقلب به تدريج براي سنجش از طرفداران آقاي موسوي باور شده است.

موضع گیری سران اصولگرا در مقابل دولت و قرار گرفتن ایشان در لیست منافقین از سوی لابی طرفدار دولت بسیار قابل توجه و تامل برانگیز است فراموش نکنید همه ی مخالفین یک صدا به وجود جریانی مرموز و خطرناک در پس پرده هشدار داده اند و عماد افروغ در بحث جامعه شناسانه ی خود خود تحت عنوان انقلاب مخملي حجتیه‌اي‌ها در راه استبه تلاش انجمن حجتیه برای تسلط بر تمام ارکان جامعه نیز تحلیلی ارائه کرده است.    

* قرینه دیگر برای اطلاع از این گسست از اعترافی به دست می آید که چندی پیش ضرغامی کرد و طی آن به از دست رفتن مخاطب رسانه سابقا ملی و رسیدن به حدنصاب 40% بیننده اشاره شد که خبرش طی روزهای گذشته منتشر و امروز تکذیب شد!

* حیدر مصلحی در برنامه‌ی پیشنهادی‌اش برای مدیریت وزارت اطلاعات گفته است که « شبکه مجازی دشمن در تمام جامعه و بین اقشار و گروه‌های مختلف اجتماعی و تا عمق روستاها نفوذ کرده است». او برای مقابله با این "شبکه‌ی مجازی" نقش برجسته‌ای را برای "سربازان گمنام امام زمان" قائل شده است. به گفته‌ی جمشید انصاری، نماینده‌ی عضو فراکسیون اقلیت، مصلحی در توضیحات خود، مقابله با شبکه‌ی یادشده را مشروط به «ایجاد شبکه‌ای از نخبگان و فرهیختگان و اساتید دانشگاه، دانشجویان و فرهنگیان تا ائمه‌ی جماعت مساجد» کرده است. به عقیده‌ی انصاری این رویکرد وزیر پیشنهادی به معنای «اطلاعاتی‌کردن کامل فضای جامعه» است.

توجه کنید وقتی گفته می شود:" شبکه مجازی دشمن در تمام جامعه و بین اقشار و گروه‌های مختلف اجتماعی و تا عمق روستاها نفوذ کرده است" می توان به وجود کثرت مخالفین پی برد که اکنون به دید دشمن به آنان نگریسته می شود و به طور ضمنی قلیل بودن موافقینی که به مخالفین جواب دهند را استنباط کرد. قرائن شناخت دشمن وقتی به دست می اید که بعداَ با بازداشت وبلاگ نویسان منتقد مواجه می شویم که مقصود از شبکه دشمن کیست؟ آیا به واقع ما وبلاگ نویسان منتقد جزئی از شبکه دشمن هستیم!؟ در اینصورت باید گفت چرا طرفداران دولت که به گفته ایشان در اکثریتند از امکانات دنیای مجازی برای مجاب کردن مخالفین استفاده نمی کنند و اصلا چرا آنها در اقلیتند؟ که حالا باید فکری برایش اندیشید!

اگر گفته شود جمعیت طرفدار دولت از قشرهای پایین جامعه و روستائیان دارای دهک پایین هستند باید در جواب گفت در اینصورت نیز به وجود گسست در میان اقشار مختلف مردم اذعان و اعتراف شده است و میان جامعه شهری و روستایی خط حائلی به وجود آمده است! علاوه بر آن وجود پایه های سست فکری پشتیبان دولت نیز از این حرف برداشت می شود.

*وقتی علوم انسانی نیز خطر شناخته می شوند

سعید حجاریان در اعترافات روز سوم شهریورخود گفت : متاسفانه در ایران با ضعف علوم انسانی بخصوص در رشته های جامعه شناسی وعلوم سیاسی مواجه ایم وعلیرغم گسترش مراکز آموزشی عالی وکثرت دانشجو در رشته های علوم انسانی ، متون آن از عمق چندانی بر خوردار نیست ومطالب با ترجمه های اغلب ناقص و بدون نقد در اختیار دانشجویان گذاشته می شود. رهبری در دیدار چند روز پیش خود گفت : اساتيد دانشگاه‌ها فرماندهان جبهه جنگ نرم هستند ، با اشاره به تحصيل حدود دو ميليون دانشجو از سه ميليون و نيم دانشجوي کشور در رشته‌هاي علوم انساني تأکيد می کند: اين مساله نگران کننده است زيرا توانايي مراکز علمي و دانشگاه‌ها در زمينه کار بومي و تحقيقات اسلامي در علوم انساني و همچنين تعداد اساتيد مبرّز و معتقد به جهان‌بيني اسلامي رشته‌هاي علوم انساني در حد اين تعداد دانشجو نيست.  وی همچنین گفت: بسياري از علوم انساني مبتني بر فلسفه‌هايي است که مباني آن‌ها ماديگري و بي‌اعتقادي به تعاليم الهي و اسلامي است و آموزش اين علوم موجب بي‌اعتقادي به تعاليم الهي و اسلامي مي‌شود و آموزش اين علوم انساني در دانشگاه‌ها منجر به ترويج شکاکيت و ترديد در مباني ديني و اعتقادي خواهد شد. وتاکید می کند مراکز تصميم‌گيري اعم از دولت، مجلس، و شورايعالي انقلاب فرهنگي بايد اين موضوع را مورد توجه جدي قرار دهند

 از تقدم و تاخر این دو گفته اطلاع ندارم اما این دو گفته تامل برانگیز است!

* از سوی دیگرجمشید انصاری وقتی در مخالفت با مصلحی حرف می زد گفت: در بحثهای داخل فراکسیونها از سوی ایشان موضوع امنیت دینی طرح شده است! من به طور سربسته می پرسم مراد ایشان از امنیت دینی چیست؟ بعد اشاره کرد که نگران طرح آن از سوی وی می باشد.

حالا با این داده های خبری من به این نتیجه می رسم که علاوه بر خیزی که برای کنترل و حذف مخالفین معتقد به اصلاحات و جمهوریت نظام و دمکراسی خواهان برداشته شده است حتی می خواهند موانعی برای طرح مباحث علوم انسانی و دینی از سوی منتقدین و غیر وابستگان به جبهه خود ایجاد کنند که طرحها و نظرات دینی به نحوی به جامعه عرضه شود که مخل روند اجرای امور به صورت فعلی نشود و این خطرناکتر از مواجهه ایشان با مردم و منتقدین عادی و سئوال از داده های علوم انسانی برگرفته از غرب است. برخوردهای توهین امیز با مراجع که در طول تاریخ شیعه سابقه نداشته است واقعا سئوال برانگیز است در واقع ما داریم از مراکز سنتی بسط و نشر علوم دینی محروم و رانده می شویم و اثر اقدامات فعلی چند سال بعد و زمان فقدان مراجع با نفوذ فعلی ملموس خواهد بود

چرا این اقدام صورت می گیرد؟ زیرا مثلا پزشکیان نماینده تبریز و اسکو در پنج دقیقه نطق پیش از دستورش در هفتم تیر با خواندن نامه ی حضرت علی به مالک اشتر نشان داد وجود متون دینی مثل همین نامه به تنهایی گویای دوری نحوه برخورد با معترضین از مبانی حکومتی اسلام علی(ع) پسند است چیزی که در مواضع مراجع و اطلاعیه های ایشان مکررا مورد اشاره قرار گرفت و عصبانیت حلقه حامیان احمدی نژاد را موجب گردید

همه ی اینها را اضافه کنید به حرف کواکبیان که با اشاره به ورود محافظین احمدی نژاد به مجلس که طی سی سال گذشته سابقه نداشته است گفت: اینجا امن است!

بله آنها می پندارند حتی مجلس اصولگرا نیز دیگر برای احمدی نژاد امن نیست . آیا کسی می داند مفهوم این سخن احمدی نژاد که در مقابل توکلی  گفت چیست؟ او گفت من از خطرات اگاهم و بارها خود را سپر بلای نظام کرده ام

در همین زمینه بخوانید: اصلاحات انقلاب مخملین یا فروپاشی که دو سال پیش نوشته ام

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 13:32  توسط ستاریان  | 

تبری از ظلم وظیفه انسانی و دینی ماست

سلام عليكم

گفته بودم كه وبلاگ را به روز نمي كنم

در فضاي ملتهب و فتنه آميز پس از انتخابات صلاح را در آن ديدم كه با نوشتن مطالب خود با توجه موضعم نسبت به دولت و جانبداري ام از ميرحسين موسوي به اندازه يك نوشته نيز در بحراني شدن اوضاع دخالتي نداشته باشم اما برخوردهاي امنيتي با مردم معترض آنهم زمانیكه اعتراض به نتايج انتخابات از حقوق مسلم و اوليه در نظامهاي مبتني بر آراي مردم است و از آن بدتر و موحش تر قتلهاي هدفمند تظاهر كنندگان و پیدا شدن قبرهای بی نام و نشان در قبرستانها و مسائل به وجود آمده در بازداشتگاههايي مثل كهريزك و گزارش اعمال شنيع با بعضي از زندانيان مرا بر آن داشت كه طبق دستور پيامبر به ظلم رفته به مردم اعتراض كنم تا در قيامت مورد مواخذه خداوند قرار نگيرم كه چرا ظلم را ديدي و سكوت كردي؟ به همين جهت روزه سكوت خود را شكستم و با نوشتن شعري از سيف فرقاني شاعر قرن هفتم كه در یک قصیده به تمام ظالمان تاریخ خطابی همیشگی دارد می خواهم به وظیفه ی خود عمل کنم و اميدوارم خداوند به حرمت ماه مبارک رمضان جواب استغاثه مظلومان را داده و حق ایشان را از ظالمان بگيرد و محاکمه عاملان و آمران می تواند طلیعه و نقطه شروع احقاق حق ایشان باشد که :

 "بگو اگرچه به جایی نمی رسد فریاد     کلام حق دم شمشیر می شود گاهی"

هم مرگ برجهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد

باد خـــزان نکبـــــت ایام ناگــهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تاکند خراب
بر دولت آشــیان شــما نیز بگـذرد

باد اجل که هست گلو گیر خاص و عام
برحلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغ تان چو نیزه زبهر ستم دراز
این تیزی سنان شــما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد
بیداد ظالمـــان شمـــا نیــــز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عو عوی سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد ســــم خران شمـــا نیــــز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغـــــــدان شــــما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچـــار کاروان شــــــما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت زناکسان شمـــــا نیز بگذرد

بیش از دو روز فرصت دیگر کسان نبود
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان زتحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل زگلستان شما نیز بگذرد

آبی ست ایستاده در این خانه جاه و مال
این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ نفس
این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان!زشوق بخواهم دعای سیف
یک روز برزبان شما نیز بگذرد

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 14:30  توسط ستاریان  |